تنگ غروب....زیر دیوار با شانه هایی لرزان تنهاست
در تنهایی ایستاده در باد.....در انتظار........
تا شب چتری از تاریکی بگسترد بر غمهایش...... بر سینه اش.....
چه یادگارها نوشته اند بر ان..........
از عشق......اندوه...........
(الیاس سهرابی)

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱/۱٢ توسط bahar dadras
